احمد رضا فروزنده وکیل پایه یک دادگستری 09132828156

بررسی عقد در قانون مدنی

تعریف :

عقد در لغت به معناي بستن دو چيز است به يكديگر به نوعي كه جدا شدن يكي از ديگري سخت و دشوار باشد . مثل گره زدن ريسمان و نخ به ريسمان و نخ ديگري كه از هم منفك نگردند و با يكديگر تلازم و پيوستگي پيدا كنند . از اينرو علماي علم لغت در تعريف لغوي عقد را مقابل حلّ به معناي گشودن بكار برده اند و حل و عقد يعني گشودن و بستن كنايه از انجام دادن امور است و همچنين عقد به معناي بستن ريسمان و بيع و عهد است .

عقد در شرع و اصطلاح حقوقي آن :

عبارت است از قول متعاقدين يا قول از طرف يكي از متعاقدين و فعل از ديگري با ارتباط معتبر از حيث شرع .

تعريف جامع :
عقد عبارت است از همكاري متقابل اراده دو يا چند شخص در ايجاد ماهيت حقوقي .اثر اين ماهيت حقوقي ممكن است انتقال مالي از يك طرف به طرف ديگر در برابر عوض مانند انتقال بيع از بايع به خريدار در برابر ثمن معلوم در عقد بيع يا بلاعوض مانند انتقال رايگان مالي از مصالح به متصالح در عقد صلح بلاعوض باشد و يا اثر آن پيدايش تعهدي در ذمه هر يك از طرفها در برابر طرف ديگر ، مانند تعهد اجير به انجام عملي در برابر مستأجر و تعهد مستأجر به پرداخت اجرت و يا تغيير تعهد مانند تغيير موضوع متعهد در تبديل تعهد و يا زوال تعهد ، مانند از بين رفتن تعهد هر يك از دو طرف عقد ، در برابر زوال تعهد طرف ديگر ، به وسيله قرارداد باشد .

عقد در اصطلاح حقوقي :

مطابق با ماده 183 قانون مدنی « عقد عبارت است از اينكه يك يا چند نفر در مقابل يك يا چند نفر ديگر تعهد بر امري نمايند و مورد قبول آنها باشد » تعريف مزبور فقط شامل عقد عهدي است در حاليكه عقد تمليكي كه موجب انتقال مال ميگردد نيز جزء عقود ميباشد. در نتيجه عقد رابطه حقوقي بين طرفين ايجاد مي‌گردد. بالحاظ اين امر كه در بسياري از موارد كلمه عقد فقط در عقود معينه استعمال ميشود بايد دانست كه اين كلمه با ”قرارداد” مترادف ميباشد و اصطلاح يا كلمه اخير در برگيرنده كليه عقود اعم از معينه يا غيرمعينه ميباشد. بدين لحاظ مفاد ماده 10 قانون مدني مبني بر اينكه ”قراردادهاي خصوصي نسبت به كسانيكه آن را منعقد نموده‌اند در صورتيكه مخالف صريح قانون نباشد نافذ است” شامل كليه عقود مي‌گردد.

در هر تعهد دو طرف ”متعهد” و ”متعهدله” وجود دارد. در يك قرارداد ممكن است چند تعهد بر عهده يكطرف يا طرفين باشد. بايد دانست كه تعهد عبارت از الزام و مسئوليت ناشي از عقد ميباشد و با عقد مترادف نيست. تعهد در عقد عهدي يا تمليك در عقد تمليكي در صورتيكه مشروط نباشد به مجرد وقوع عقد واقع ميشود. موضوع تعهد ممكن است پرداخت وجه يا انجام امر معين يا خودداري از انجام آن باشد .

نکات :

1ـ در عقد يا قرارداد طرفين ميتوانند به هر صورت كه مايل باشند آثار و شرايط مورد توافق را معين نمايند و جز در مواردي كه قانونگذار بنا به ملاحظات مصلحت اجتماعي حدي تعيين نكرده باشد اراده طرفين حاكم است. اراده طرفين محدود به عدم مخالفت با قانون و عدم مخالفت با نظم عمومي و اخلاق حسنه ميباشد. يعني همان حاكميت ماده ١٠ قانون مدني .در اينجا تميز قواعد امري از تفسيري ضرورت مييابد.

 

2ـ اصولاً عقد يا قرارداد به تراضي طرفين محقق مي‌گردد و نياز به تشريفات ندارد.

 

3ـ پس از انعقاد عقد يا قرارداد طرفين ملزم به آن هستند.

 

4ـ عقود يا قراردادها علاوه بر آنكه بين طرفين معتبر است براي قائم مقام آنان نيز لازم الاتباع ميباشد و جز در موارديكه قانونگذار مقرر دارد از جمله ماده 196 قانون مدني كه مي‌گويد ”كسي كه معامله ميكند آن معامله براي خود آن شخص محسوب است مگر اينكه در موقع عقد خلاف آن را تصريح نمايد يا بعد خلاف آن ثابت شود معذلك ممكن است در ضمن معامله كه شخص براي خود مي‌كند تعهدي هم بنفع شخص ثالثي بنمايد” اثري نسبت به اشخاص ثالث ندارد.

 

برخلاف عقد يا قرارداد كه دو طرف دارد، ايقاع تعهد يكطرفه است به اين معني كه به مجرد انشاء و ايجاد از طرف شخص، موضوع يا امر واقع ميشود و نياز به قبول از طرف مقابل ندارد مانند وقف، حبس مال، تملك مباحات، اسقاط حق، ابراء دين و غيره

اقسام عقد. عبارتست از

١)عقد لازم. آن ست كه هيچ يك از طرفين معامله حق فسخ آنرا نداشته باشند مگر در موارد معينه

 

٢)عقد جايز:آن ست كه هر يك از طرفين بتواند هر وقت بخواهد فسخ كند

 

٣)عقد خياري:آن است كه براي طرفين يا يكي از آنها يا شخص ثالثي اختيار فسخ باشد

 

٤)عقد منجز و معلق :آن است كه تاثير آن بر حسب انشاء موقوف به امر ديگري نباشد والا معلق خواهد بود